قهرمان ميرزا عين السلطنه

7122

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سليمان ميرزا و مهاجرت در تعقيب شومى ، خرابى و خرابكارى نمرهء 9999 قرعهء بدبختى به نام عموم ملت و مملكت و دولت و سلطنت درآمده جنگ بين المللى شروع شد . حضرت اقدس و الا به تك و تو افتاده با آن طلاها و ليره‌هاى عثمانى و آلمان نقشهء حركت شاه و مهاجرت وكلا و فناى ملت و مملكت را كشيده خوشبختانه به انجام تمامى نقشه و به حركت شاه موفق نشد . شخصا با نقابداران سرخ‌پوش سياه‌پوش كاشان ( مقصود نايب حسين و ما شاء اللّه خان است ) ، سياه كوه ( على خان سياه كوهى دزد ) به قلب سپاه زده و در آنجا هم تفرقه ، نفاق ، كدورت بين هجرت‌زدههاى بىخانمان انداخته حيات ده هزار جوان ناكام و عمران يك قطعهء وسيع مملكت را با مليانها اسلحهء دولت فقير و تعويضات فوق العادهء مهمه بىطرفى را قربان حرص خود كرده از تعزيه‌گردانى و اختتام تعزيهء سليمانى تشريف‌فرماى خانهء على اكبر خان سنجابى گرديد ! ! ! سليمان ميرزا و سنجابيها بر اثر خوش‌قدمى و خوش‌نيتى حضرت و الا خانواده و خانهء درباز صد سالهء شير خان سنجابى فورا كن فيكون شد . جوانهاى رشيد سنجابى از زمين ، آسمان با توپ و بمب و طياره‌هاى انگليسى بمبارده شده صحنهء قصر با خون پاك نحوست‌زدگان گلگون گشته بقية السيف پير ، جوان ، پسر ، دختر را با آب رودخانه شكار كرده على اكبر خان بدبخت مدتها آواره گرديد . عاقبت به اميد جبران خدمت و فداكارى و تلافى چندين ماه مهمان‌دارى از شاهزاده و يارانش به طهران آمد . شايد به آستان‌بوسى شاهزاده موفق نشده باشد . سليمان ميرزا و سوسياليستى در مقابل همه خدمات و زحمات شاهزاده ملت نجيب ، ملت فهيم ، ملت غافل و كودن خاتم وكالت مجلس چهارم را به انگشت سبابهء شاهزاده كرده حضرت اقدس به واسطهء ورزيدگى و رشد سياسى با مسلك دمكراسى وارد شدن مجلس را كسر دانسته به مصداق « سار الخمر خلا » « 1 » دمكراتى را به سوسياليستى احاله داده در مملكت شهيد بيكارى و بىسرمايگى جنگ كارگر و كارفرما ، رنجبر و سرمايه‌دار ، راه انداخته عمر دو سالهء مجلس را با عوام‌فريبيهاى خنك ، با استيضاح كرايهء هشتاد من آرد ، با جدال ، توهين

--> ( 1 ) - سار الخمر خلا - شراب سركه شد .